السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
348
تفسير الميزان ( فارسي )
اين بود كه بفهماند رجوع بايد به منظور اصلاح باشد ، نه به منظور اضرار ، كه در جمله : * ( « وَلا تُمْسِكُوهُنَّ ضِراراً لِتَعْتَدُوا » ) * در سه آيه بعد صريحا از آن نهى شده است . و كلمه « أحق » اسم تفضيل است ، و حق « اسم تفضيل » اين است كه دائما معنايش با « مفضل عليه » باشد ، ( وقتى مىگوئيم زيد شجاعتر از عمرو است ، بايد عمرو هم شجاع باشد ، و گرنه سخن غلطى گفتهايم ) ، و در آيه دارد كه بايد هم شوهر در زن مطلقه حق داشته باشد ، و هم هر خواستگار ديگر ، چيزى كه هست ، شوهر احق از ديگران باشد ، يعنى حق او بيشتر باشد ، ليكن از آنجا كه در آيه ، كلمه « رد - برگشت » آمده ، به معناى برگشتن جز با همان شوهر اول محقق نمىشود ، زيرا ديگران اگر با آن زن ازدواج كنند با عقدى جداگانه ازدواج مىكنند ، ولى تنها شوهر است كه مىتواند بدون عقد جديد به عقد اولش برگردد و آن زن را دوباره همسر خود كند . از همين جا روشن مىشود كه در آيه شريفه به حسب معنا تقديرى لطيف به كار رفته ، و معناى آيه اين است كه : شوهران زنان مطلقه به طلاق رجعى ، سزاوارترند به آن زنان از ديگران ، و اين سزاوارى به اين است كه شوهران مىتوانند در ايام عده برگردند : و البته اين برگشتن تنها در طلاقهاى رجعى است ، نه طلاقهاى بائن ، و همين سزاوارى قرينه است بر اينكه منظور از مطلقات ، مطلقات به طلاق رجعى است ، نه اينكه ضمير در « بعولتهن » از باب استخدام و شبيه آن به بعضى از مطلقات برگردد ، البته اين را هم بگوئيم كه آيه شريفه ، مخصوص زنانى است كه همخواب شده باشند ، و حيض هم ببينند ، و حامله هم نباشند ، و اما آن زنانى كه شوهران آنها با ايشان نزديكى نكردهاند ، و يا در سن حيض ديدن نيستند ، يا نابالغند ، و يا به حد يائسگى رسيدهاند و نيز زنانى كه حامله هستند ، حكمى ديگر دارند كه آيات ديگرى متعرض حكم آنها است . * ( « وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ ، وَلِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ » ) * . « معروف » به معناى هر عملى است كه افكار عمومى آن را عملى شناخته شده بداند ، و با آن مانوس باشد ، و با ذائقه اى كه اهل هر اجتماعى از نوع زندگى اجتماعى خود به دست مىآورد سازگار باشد ، و به ذوق نزند . و كلمه « معروف » در آيات مورد بحث تكرار شده ، يعنى در دوازده مورد آمده است و اين بدان جهت است كه خداى تعالى اهتمام دارد به اينكه عمل طلاق و ملحقات آن بر وفق سنن فطرى انجام شود ، و عملى سالم باشد ، بنا بر اين كلمه « معروف » هم متضمن هدايت عقل است ، و هم حكم شرع ، و هم فضيلت اخلاقى ، و هم سنتهاى ادبى و انسانى ، ( آن عملى